لحظه ,الان ,خودت ,بشناسمت ,آدما ,میشه ,شروع میشه ,بشناسمت بشناسمتهمیشه همین جوریه. همیشه همه چیز یهویی شروع میشه. از یه نقطه شروع میشه. از یه روز خوب. از یه روز بد. از یه حال خوب. از یه حال. از یه جا شروع میشه. مثه الان. مثه این لحظه. مثه این وبلاگ که همین الان شروع شد. از این جا شروع شد. از این لحظه شروع شد. از یه حال مبهم شروع شد. 

میدونی چیه؟ آدما عوض میشن. آدما دوست دارن عوض بشن. آدما . . . 

ولی هر چه قدرم که سعی میکنی عوض بشی. هر چه قدرم که تصمیم میگیری خودت نباشی. هر چه قدرم که از خود جدیدت راضی باشی. بازم یه جایی. یه شبی. یه لحظه ای مثه الان میای سراغ خود خودت. بعد از 2 سال. بعد از یه عالمه شب و روز پر تنش. بعد از یه عالمه حال خوب. برمیگری. دنبال خودت میگردی باز. دنبال یه چیز گم شده تو گذشته شاید. دنبال یه حس آشنا. دنبال باقی مونده های خودت. دنبال یه چینی بند زده. 

زندگی چیزه عجیبیه. یه روز خوشبخت ترین ادم روی زمینی و یه روز . . .

یه روز . . .

یه روز . . .

 

نمیدونم از نو نوشتن کار درستیه یا نه. ولی الان. این لحظه. امشب. با تیک تاک ساعت، دلم میخواد که شروعت کنم. بنویسمت. ورقت بزنم.

بشناسمت. . .

بشناسمت. . .

بشناسمت . . .

 

منبع اصلی مطلب : خلوت
برچسب ها : لحظه ,الان ,خودت ,بشناسمت ,آدما ,میشه ,شروع میشه ,بشناسمت بشناسمت
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت :